به گزارش شهرآرانیوز؛ در جهانی که بسیاری از اقتباسها بهدنبال دراماتیزهکردن اغراقآمیز متون ادبیاند، فیلم «کتاب داستان» به کارگردانی چارلی مکداول مسیری معکوس را طی میکند و آن کاستن بهجای افزودن است. این فیلم که بر اساس رمانی از تووه یانسون ساخته شده، چندان بر روایتی پرحادثه تکیه ندارد و بیشتر تمرکزش را بر لحظه و حس گذاشته است. انتخابی که اقتباس را از یک انتقال داستانی، به یک تجربه زیباشناختی بدل میکند.
فیلم «کتاب تابستان» ساخته چارلی مکداول، اقتباسی سینمایی از رمان تحسینشده نویسنده شهیر فنلاندی و خالق مومینها است که در سال ۱۹۷۲ منتشر شده است. اقتباس از رمانی که فاقد پیرنگ کلاسیک است، بیش از آن که به مهارت فیلمنامهنویسی نیاز داشته باشد، مستلزم درک روح متن داستان است و این دقیقا همان نقطهای است که بعضی اقتباسها شکست میخورند.

رمان «کتاب تابستان» ساختاری اپیزودیک و مینیمال دارد. این کتاب از ۲۲ داستان کوتاه به هم پیوسته تشکیل شده که زندگی یک خانواده کوچک را در جزیرهای در فنلاند روایت میکند. مجموعهای از خردهروایتها درباره دختری به نام سوفیا و مادربزرگش در جزیرهای دورافتاده. این اثر جای اینکه بیشتر بر کنش تکیه داشته باشد تمرکز و توجهش را بر تجربه زیستن بنا شده است.
متن یانسون نوعی ادبیات تأملی است که از دل سکوت، طبیعت و روابط انسانی معنا میسازد. همین ویژگی اقتباس از این کتاب را به یک چالش جدی برای هر فیلمسازی تبدیل میکند. نکته کلیدی درباره این رمان، نبود پیرنگ خطی است. رمان مانند زندگی واقعی، بدون نقطه اوج مشخص، از لحظهای به لحظه دیگر حرکت میکند. آل اسمیت، نویسنده بریتانیایی، در توصیف این کتاب چنین نوشته است: «نبوغ یانسون در خلق روایتی است که به نظر میرسد حرکت رو به جلویی ندارد، بلکه در لحظات درخشان و تاریک، مانند چراغهایی بر روی یک رشته، میدرخشد.»
داستان فیلم نیز مانند رمان، حول اقامت تابستانی یک کودک، پدر و مادربزرگ در جزیرهای در خلیج فنلاند شکل میگیرد. جایی که خانواده در حال مواجهه با فقدان مادر هستند. بازی بینظیر گلن کلوز استاندارد جدیدی برای بازی در نقشهای سالمندی رقم میزند. زیباییشناسی بصری که تماشاگر را به درون طبیعت بکر میبرد. فیلم از شعارزدگی پرهیز میکند و به زخمهای شخصیتها احترام میگذارد.
چالشهای کارگردان و فیلمنامهنویسچارلی مکداول و فیلمنامهنویساش رابرت جونز، برای اقتباس از این کتاب و ساخت فیلم با چالشهای زیادی روبهرو بودهاند. به نوعی ساخت این فیلم برای هر دو نفر در حکم محک زدن خودشان بوده که آیا آنها میتوانند از این داستان، فیلمی سینمایی بسازند یا نه.
آنها قطعا با این چالش دشوار روبهرو بودهاند که چگونه میتوان اثری بدون پیرنگ منسجم را به فیلمی نمایشی تبدیل کرد؟ رویکرد آنها وفاداری حداکثری به روح اثر بوده. برخلاف بسیاری از اقتباسها آنها دنبال عدم تحمیل ساختار نمایشی نبودهاند. آنها سعی نکردند با افزودن درگیریهای ساختگی، فیلم را سینماییتر کنند. نتیجه کارشان هم اثری است مراقبهگرا، آرام و کند که به اصطلاح، نفسهای عمیق طبیعت را به تصویر میکشد.
فیلم ناگزیر است آنچه در کتاب ناگفته باقی مانده را تا حدی قابل دیدن کند و همین نقطه، محل تنش اقتباس است. یکی از نقاط قوت اقتباس، تبدیل طبیعت به یک عنصر دراماتیک است. جزیره، دریا و سکوت، بخشی از روایتاند، چیزی که در رمان نیز وجود دارد، اما در سینما عینیت پیدا کرده است.
فیلم با تکیه بر این فضا، سوگ، بلوغ و رابطه نسلها را بدون دیالوگهای توضیحی پیش میبرد. نوعی روایت تصویری که بیشتر به حس وابسته است تا کنش. فیلم مکداول را میتوان نمونهای از اقتباس کاهنده دانست. اقتباسی که بهجای افزودن عناصر دراماتیک، تلاش میکند از بار اضافی بکاهد تا به جوهر اثر نزدیک شود.
فیلم «کتاب تابستان» نمونهای قابلتوجه از اقتباسهایی است که بهجای تسلیم شدن در برابر قواعد سینمای جریان اصلی، سعی میکنند منطق ادبیات را حفظ کنند. این فیلم نشان میدهد که اقتباس موفق، لزوماً به معنای وفاداری به داستان نیست، بلکه وفاداری به حس و جهان اثر است، حتی اگر این انتخاب، بخشی از مخاطبان را از دست بدهد.
«کتاب تابستان» فیلمی است که برای سرگرمی محض ساخته نشده و تجربهای حسی و مراقبهای از سینما را به نمایش میگذارد. اگر به دنبال اقتباسی هستید که دقیقاً ساختار کتاب را تقلید کند، شاید ناامید شوید، اما اگر برایتان مهم است که جو و احساس رمان تووه یانسون، حکمت آرام پیری در برابر حیرت کودکی حفظ شود، این فیلم تحسینبرانگیز است. چارلی مکداول ثابت کرده که درک عمیقی از متن اصلی دارد و سعی کرده یادگاری بصری از آن زمان لطیف و در حال گذر ضبط کند.
منبع: ایبنا